" />
غروب جمعه پاییز می آید
" />
بخند حتی اگر
" />
حکم سر به نیست شدنم
" />
چراغ خانه تو
" />
کاش تنها بمانی
با عضویت در کانال تلگرامی دونفره، هر روز از زیباترین مطالب عاشقانه لذت ببرید | برای عضویت کافیست اینجا کلیک کنید یا عبارت @v2nafareh را جستجو نمایید
عاشقانه امروز :
این موضوع تابه حال 206 عدد مطلب داشته است

بگذار ، که بر شاخه این صبح دلاویز

بنشینم و از عشق سرودی بسرایم .

آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبکبال ،

پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۶/۰۹/۹۵ ساعت ۹:۳۰ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
5+

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۶/۰۷/۹۵ ساعت ۱۰:۰۰ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
5+

غیر قانونی

از مرزهای ذهنم عبور می‌کنی،

به خیالم پا می گذاری

و در قلبم ساکن می‌شوی،

مسافر بی مجوز (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۶/۰۵/۹۵ ساعت ۹:۳۹ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
5+

نمیدانستم دلتنگی دل نازکـــــــــم مـــــیکند …

 

انقـــــــــدر که بــــه هر بهانه ای چــــــانه ام بلرزد !!!

 

نمیدانستم نبودنتـــــــــ کودکــــــــــم میکنـــــــــد … (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۲۰/۹۵ ساعت ۱۱:۰۵ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
6+
یاد قلبت باشد
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها به تو می اندیشد

(بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۱۸/۹۵ ساعت ۱۱:۰۴ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
3+

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم…

در چشمانت خیره شوم…

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم…

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شانه هایت بگذارم… (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۱۸/۹۵ ساعت ۱۰:۳۴ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
2+
عاطفه موج می زند
در شریان هستی ات
عشق جوانه می زند
نقطه ی عطف عشق تو

(بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۱۶/۹۵ ساعت ۹:۱۹ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
2+

چه خوش خیال بودم …
که همیشه
فکر می کردم
در قلب تو
محکومم
… …..به حبس ابد!! (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۱۳/۹۵ ساعت ۱۰:۵۰ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
3+

امروز هم

می خواستم بگویم

دوستت دارم”…

درست مثل دیروز، یا حتّی قبل تر…! (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۱۱/۹۵ ساعت ۹:۲۸ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
4+

کتاب یک عاشقانه ی آرام در مورد گیله مردی مبارز و سیاسی است که عاشق عسل دختر آذری زیبا و سیاسی مسلکی می شود . (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۰۸/۹۵ ساعت ۶:۴۴ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
2+

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن …

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد …

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد …

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۰۵/۹۵ ساعت ۳:۱۳ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
1+

گذشت لحظه های با تو بودن ودر پاییز عشقمان نامی از دوست داشتن باقی نماند .
چقدر زود گذر بود قصه منو تو …. (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۰۵/۹۵ ساعت ۱:۲۴ قبل از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
2+

ﻣﻲ ﭘﺮﺳﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻱ ﻭ ﻣﻦ …
ﺟﻮﺍﺑﻲ ﻧﻤﻲ ﺩﻫﻢ؛
ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺍﻳﻦ “ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻱ؟ “!
ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ، (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۰۴/۹۵ ساعت ۱۰:۲۶ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
3+

چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم ونامه را بگیرم ، او پشتش به من بود.وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود!شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد.با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت. (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۰۴/۹۵ ساعت ۱۰:۰۸ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
2+

می گویند قلب هر کس به اندازه مشت بسته اوست….
اما من قلب هایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از
“محبت” عمیقند
دلهای بزرگی که هیچ وقت در مشت های بسته جای نمی گیرند (بیشتر…)

نوشته شده در : ۰۵/۰۳/۹۵ ساعت ۱۱:۰۵ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
3+