" />
غروب جمعه پاییز می آید
" />
بخند حتی اگر
" />
حکم سر به نیست شدنم
" />
چراغ خانه تو
" />
کاش تنها بمانی
با عضویت در کانال تلگرامی دونفره، هر روز از زیباترین مطالب عاشقانه لذت ببرید | برای عضویت کافیست اینجا کلیک کنید یا عبارت @v2nafareh را جستجو نمایید
عاشقانه امروز :
او مرا دوست نداشت

کاش تابش آفتاب را می شد زندانی کرد تا سیاهی باشد سیاهی

کاش رحم نبود تا ظلم باشد و ظلم

کاش اندکی عشق نبود تا تنفر باشدو تنفر

کاش هیچ کسی یارنبود حتی آن گل سرخ

آن گل سرخ نه. کاش گل هم نبود . تا خار باشد و خار

اما نه. کاش بودش .اما نه گل من . باز نه

باز نه باید تنها می بود تا هرگز نزند آن خنده تلخ

تلخ نه شیرین ابتدا خنده او را گویم چشم هایش هم خندید

دل من هم خندید اما چه گذشت این سال

در نیم رخ نور ایستاده در کنج غرور با دوستانش می خندید

به من بود نه . ولی دوست داشتم خنده اش را

تا که دیدم فردا باز می خندید .

خنده ای دیگر بود . دور من هیچ نبود. آری آری با من بود

با من بود در ثانیه ها. ساعت ها. در کنج خیال. در خوابم..اما یاد ش

تا که دیدم فردا باز می خندید . خنده ای دیگر بود با من تنها بود

این دفعه باور داشت خنده اش زیبا بود

بارها با من بود .دل ها از ما برد .

گریه ها یم را دید ؟آن روز که رفت با باد .

دیدم با چشمان اشک آلود باز هم می خندید

آری     او مرا دوست نداشت

پس چرا می خندید .. باز هم میگویم خنده اش زیبا بود

نوشته شده در : ۰۸/۱۹/۹۴ ساعت ۱۱:۰۹ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
0
نظرات شما

دیدگاه شما