" />
غروب جمعه پاییز می آید
" />
بخند حتی اگر
" />
حکم سر به نیست شدنم
" />
چراغ خانه تو
" />
کاش تنها بمانی
با عضویت در کانال تلگرامی دونفره، هر روز از زیباترین مطالب عاشقانه لذت ببرید | برای عضویت کافیست اینجا کلیک کنید یا عبارت @v2nafareh را جستجو نمایید
عاشقانه امروز :
تقدیر من

آن گاه

که دلتنگی می رسد از راه

نمی دانم :  از کیست  تقصیر

از آن که  می نامندش تقدیر

یا پذیرا شدن  اندیشه

به  ناچار های بود و    هست

آنزمان  که می شکند فریاد

دل ست که  می رسد به داد

می آید با قلم هفت رنگ در دست

سرخ ، زرد ، کبود

سایه نبود و  سبز  بود

به زندگی رنگ می زند

می دمد در نای عشق

تا نمیرد شادی

شاد آهنگ می زند

نقش تو می بیند  در  حریر ابر  خیال

می پرد  و مرا می برد

تا پرواز  هزار  سپید گشوده بال

به دادم می رسد  هر از گاه

که نخواند  کسی  اندوهم از نگاه

آن زمان که  بر ساز  لحظه ها

زخمه ی پریشانی  می زند   دستم

زمزمه می کند دل  : اندوه چرا !

هنوز او   هست  و من هستم

نوشته شده در : ۰۸/۱۶/۹۴ ساعت ۱۱:۱۲ بعد از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
0
نظرات شما

دیدگاه شما