" />
غروب جمعه پاییز می آید
" />
بخند حتی اگر
" />
حکم سر به نیست شدنم
" />
چراغ خانه تو
" />
کاش تنها بمانی
با عضویت در کانال تلگرامی دونفره، هر روز از زیباترین مطالب عاشقانه لذت ببرید | برای عضویت کافیست اینجا کلیک کنید یا عبارت @v2nafareh را جستجو نمایید
عاشقانه امروز :
متن عاشقانه بسیار زیبای من و تو

بد نمیشوم گاهی هم باید کنار بکشی تا کنار بیای گاهی هم مجبوری بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی کنار میکشم از همه آنها که مرا از خدا دور و به شیطان نزدیکتر میکنند

گاهی برای یک لحظه خوش بودن مجبوری یک عمر ناخوش باشی.

نمیدونم بین من و تو چیزی بوده یا نه نمیدونم قصه عشق من و تو یک واقعیت بود یا یک توهم که زاییده ذهن بیمارم بوده

نمیدونم این یک عذابه یا امتحان”راسته یا دروغ فقط میدونم که جز تو هیچکی رو اینقدر دوست نداشتم و ندارم

اما چرا نمیدونم ..آینده ای که انتظارش رو میکشم بدون تو معنایی نداره و همه چیز به قدری مبهم و بی معنا است که من هیچ امیدی به فرداها ندارم

درست مثل لحظه ای که به امید آمدنت میسوختم اما میساختم ولی تو خیال آمدن نداشتی و حالا من در حالی منتظرت هستم که میدونم هرگز برنمیگردی و تو مقصری..

مقصر آن همه سوال بی جواب که یک روزی تو جواب آخرش شده بودی و من تا جوابم را نگیرم جواب هیچ کسی رو نخواهم داد

اگر چه این من بودم که شروع کردم اما تو تمامش کن

یادم هست که یه روزی میگفتی سوختن و ساختن همه یادگار عشقه

حالا شاید بگی که راه من و تو از هم جداست و من باید راه خودم رو برم اما من حالا چه بخوام و چه نخوام بدون تو راهی جز سوختن و ساختن ندارم

وقتی کلاهم را قاضی میکنم تازه میفهمم که این من بودم که تو را نفهمیدم

اما تو هنوزم همان آدم قبلی هستی آرام و با وقار اما من شدم همون آدم بیقرار و عصبی و دوباره اینده ای که روزی حتی بی تو برایم روشن بود

حالا تاریکتر از همیشه شده اما من زیر بار این همه تاریکی نخواهم رفت حتی اگر کمرم بشکند خم به ابرو نمی اورم اری..

من یک دیوانه ام حالا که تو رفتی و من علاقه ای به دیگری نه داشتم و نه دارم چرا باید برای چندمین بار زیر بار منت کسی بروم که حتی دلیلی هم برای دوست داشتنش ندارم

کسی که بی شک بالاخره کاسه صبرش مثل همه لبریز میشود و این بار منم که باید تحملش کنم نه کس دیگری این منم که هم باید نقش عاشق را بازی کنم هم یک بازنده باشم و هم تظاهر به خوشبختی کنم درست مثل همیشه تنها ی تنها ی تنها…

نوشته شده در : ۰۷/۱۹/۹۴ ساعت ۵:۱۸ قبل از ظهر      |      توسط : محمد      |      نظرات : بدون دیدگاه      |     
0
نظرات شما

دیدگاه شما